تبليغاتX
اسپارتاکیست جوان

اسپارتاکیست جوان

یا سوسیالیسم یا بربریت

محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری بازداشت شد

طبق آخرین اخبار منتشر شده،محمد مصطفایی وکیل پایه یک دادگستری بازداشت و در محل نا معلومی به سر می برد و تا لحظه ی تنظیم خبر،اطلاعی از وضعیت ایشان در دست نیست.
همکاران مصطفایی خبر دستگیری وی را تایید میکنند.
محمد مصطفایی وکالت چند تن از بازداشت شدگان اخیر را بر عهده داشت،همچنین اواز اعضای اصلی کمپین دفاع از حقوق بازداشت شدگان معترض است.
کمپین دفاع از باز داشت شدگان معترض مصرانه پیگیر آزادی ایشان و سایر بازداشت شدگان می باشد.
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت 3:17  توسط پویا  | 

اولین بیانیه کمپین دفاع از حقوق بازداشت شدگان معترض

اعتراضاتی که به برگزاری و اعلام نتایج انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران از طرف توده مردم به دولت وقت صورت گرفت، منجر به بازداشت ها و کشتار بیرحمانه قشری از توده شد.
در حالی که لیست کاملی از بازداشت شدگان وقایع اخیر در دست نیست و به وابستگان از محل بازداشت اطلاعی نمی دهند، خانواده ها در نگرانی شدید و بی خبری این روزها را سپری می کنند.
با توجه به وضعیت کذا و اینکه کلیه متهمین با ارتکاب هر جرمی که به آن ها منسوب می شود حق دفاع برایشان باید محفوظ باشد و حق انسانیشان محترم شمرده شود، بر آن شدیم با ایجاد کمپینی به دور از مسائل سیاسی از حقوق هر فرد دفاع کرده و آن ها را تحت پوشش کمیته حقوقی کمپین قرار دهیم.

اهداف کمپین:
1- اعلام اسامی افراد بازداشت شده در تجمعات معترضانه به نتایج دوره دهم ریاست جمهوری
2- حفظ حقوق انسانی و شهروندی متهمین
3- اعطای حقوق بدیهی بازداشت شدگان از قبیل اعلام وضعیت فعلیشان، حضور وکیل در جلسه دادگاه و ...
4- اتخاذ موضع گیری حقوقی و شفاف از طرف نهادهای قانونی با بازداشت شدگان وقایع اخیر

امضای این بیانیه به منظور حمایت از حقوق بازداشت شدگان وقایع اخیر است.

http://azmcampeyn.blogspot.com

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 3:41  توسط پویا  | 

به مناسبت 8 مارس

 
FOR 8th MARCH RESPECT 

زنان پرولتر، فقیر ترین فقرا! ناتوان ترین نا توانان! به مبارزه برای رهایی زن و نوع بشر از ترس و دهشت سلطه بورژوازی بپیوندید! سیوسیال دموکراسی به شما جایگاه افتخاری می دهد! به خطوط مقدم، به سنگر ها بشتابید.(رزا لوکزامبورگ)

امسال هم مارس فرا رسید و طبق معمول از همه آن بوق و کرنا های کر کننده وی او ای نشین ها و دار و دسته هاشان چیزی جز خاموشی مضحک باقی نماند.اگر سال پیش در دانشگاه دانشجوهای چپ مراسمی داشتند امسال با سرکوب رژیم همان هم نشد و تنها کنگره ای همانند سال پیش برگزار شد

درست در شرایطی که نظام مالی جهان فرو پاشیده و از زیر آوارهای آن فقر و فاصله بین غنی وفقیر به شکلی عنان گسسته تر به چشم می خورد و بسیاری از جوامع متمدن در آتش خشم و نارضایتی مردم با افتضاحی که بالا آمده دست و پنجه نرم می کنند سکوت خفت بار جامعه ایرانی تعجب آور بلکه تهوع آور است

خواستم تحلیلی از این اوضاع داشته باشم که تصمیم گرفتم همان مقاله ای که 8 مارس 2008 در نشریه کانون زنان و کودکان نوشتم بگزارم چون متاسفانه فرقی نکرده

----------------------------------------------

8مارس و طبل های توخالی ...

امسال 8 مارس را در شرایطی پشت سر گذاشتیم که سکوتی بس معنی دار بر فضای جامعه حکم فرما بود. این سکوت را شاید بتوان به شرایط خاص حاکم بر جامعه مربوط دانست. جوی که تا حدودی فعالین مدنی جامعه را نیز با خود همراه کرده بود اما آیا می توان به همین سادگی از کنار این مساله گذشت؟

آیا زنان ما به تمام حقوق خود رسیده اند که اینچنین آرام و سر بزیر در خانه های خود نشسته اند و هیچگونه حرکتی برای آزادی خود حداقل در روزی که بین الملل به نام آن ها کرده است انجام ندادند. البته نباید توده زنان جامعه را مقصر اول و آخر اینهمه سرکوب دانست! مشکل بزرگ فعلی ما در جهت پیشبرد جنبش آزادی زن همین باقی ماندن فعالین جنبش در سطح الیت و متصل نشدن آن به بدنه اصلی جامعه می باشد.

روشنفکرانی که دلسوزانه از بالای جامعه برای زنان و مشکلاتشان نسخه می پیچند در حالیکه ممکن است حتی کمی از دقدقه های یک زن کارگر را لمس نکرده باشند به همین رو حرکت آن ها تبدیل به یک سری خواست های کوچک و سطحی و تجمع آن ها نیز تبدیل به نشست هایی محفلی و دوستانه شده و با این اوضاع نباید انتظار کوچکترین تحولی در وضعیت زنان جامعه داشت !

اما 8 مارس امسال حرف های ناگفته بسیاری با خود داشت. لحظه ای تامل در فضای جامعه می تواند به خوبی دروغ بودن تمام لفاظی های این گروه های محفلی و پرمدعای جناح راست را بر ملا سازد. گروه هایی که با بیشترین امکانات و پشتیبانی فراوان از جناح های مختلف ادعای این را داشتند که برای یک کار پراتیک باید به بدنه نظام نیز بچسبند و زالو بودن را نشانه قدرت فکر خود می دانستند امسال به خاطر احساس یک خطر کوچک دهنهایشان را بستند و با راحتی خاصی سر جایشان نشستند.در مقابل سرکوب زنان سکوت کردند و منافع شخصی و کوتاه مدت خود را به منافع جامعه و زنانی که هر روز و هر لحظه در بدترین شرایط زیر سرکوب جامعه مردسالار له می شوند ترجیح دادند.

جاییکه باید بیشترین حضور را داشته باشند اصلاً حضور نداشتند و این نابودگی آن ها انقدر بزرگ و در چشم بود که انگار چنین نهاد هایی از اول وجود نداشته! اگرچه به شخصه دوست داشتم این امر حقیقت داشت و جهان عاری از هرگونه دروغ و بزدلی می بود زیرا تنها چنین جهانی شایسته انسان است اما نباید با این خیال خام به سر برد.

دیری نمی گذرد که این طبل های پر مدعا و توخالی بار دیگر با سر و صدای خودشان گوش جامعه را پر کنند و برای تحقق آرمان های کوچکشان که زاییده ذهن کوتاه بینشان است برای زنان تا خرخره زیر ظلم و سرکوب نسخه بپیچند .

به قول فروغ " وسعت روز در مخیله تنگ کرم روزنامه نمیگنجد" باشد که وسعت آزاد و برابر بودن در مخیله
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 3:1  توسط پویا  | 

همایش کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران

 

از شما یاران همیشگی دعوت می شود ما را در برگزاری هرچه بهتر  همایش و تلاش برای ساختن زندگی بهتر و شادتر که حق همه ی انسان هاست  همراهی کنید.

  منتظر شما  هستیم

کانون دفاع ازحقوق زنان وکودکان

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 13:7  توسط پویا  | 

اعدام،جلوگیری یا بازتولید جنایت!!!

چندی است که مساله اعدام کودکان به محور اصلی بحث های بسیاری از سازمان های بین المللی حقوق بشر و فعالان اجتماعی در ایران و سایر نقاط دنیا تبدیل شده است.

اعدام چندین کودک در چند وقت اخیر نیز به این بحث دامن زده و موافقان و مخالفان چنین مجازاتی را به صحنه بحث و گفتگو کشانده است. با توجه به اینکه مساله کودکان مجرم و شیوه برخورد با انها می تواند تاثیرات متفاوت و ریشه ای در جامعه داشته باشد کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان تهران بر خود می داند تا نظرات و جهت گیریهایش را نسبت به این مساله به صورت شفاف بیان دارد و ما از همه فعالین در این زمینه خواهشمندیم که ما را در این امر یاری رسانند.

اعدام مساله ای است که از دیر باز به عنوان مجازات جانیان خطرناک و به عنوان اشد مجازات برای یک فرد در نظرگرفته می شده. در واقع جرمهایی که به خاطر آن افراد اعدام می شوند می تواند از دزدی یک بسته شکلات تا قتل نفس را در بر بگیرد و شدت در نظر گرفتن مجازات برای مجرم به طور کلی رابطه مستقیمی با شرایط جامعه و رشد فکری و مدنی آن دارد.

در چند دهه گذشته جنبش ضد اعدام جایگاه خاصی در مجامع حقوق بشر باز کرده و توانسته به مقدار زیادی جلوی چنین مجازات هایی را بگیرد. هم اکنون 128 کشور جهان یا اعدام را به کل از قانون اساسی خود حذف کرده اند یا بیش از 3 دهه است که عملاَ دست به اینگونه مجازات ها نمی زنند. شرط حذف مجازات اعدام یکی از شرط های باقیماندن در اتحادیه اروپا می باشد و سازمان عفو بین الملل، ائتلاف جهانی علیه اعدام و همچنین برخی از "ان جی او" ها قطعنامه ای را به مجمع عمومی سازمان ملل در ۱۰ اکتبر 2007 مبنی بر توقف اعدام در سطح جهان ارائه کردند. این اقدام گامی موٽر در جهت لغو قانونی "مجازات اعدام" در سطح جهان است.در آخر سازمان ملل نیز مجازات اعدام را محکوم و از کشورهای عضو این سازمان درخواست نمود تا مجازات اعدام را به صورت کلی از قوانین خود خارج کنند.

مجازات اعدام نه تنها باعث از بین رفتن جرم و جنایت نمی شود بلکه یکی از عوامل افزایش آن نیز هست چون اعدام و حذف فیزیکی مجرمین تنها باعث از بین رفتن یکی از هزاران قربانی جامعه ی نا امن و بیمار می شود بدون آنکه کمبودها و عقده هایی که باعث بوجود آمدن مجرم شده است شناسایی شود.در واقع بحث ما اینجا بر سر گناه کار بودن یا نبودن افراد اعدام شده نیست. بحث بر سر این است که کسی حق کشتن انسان دیگری را ندارد. بحث بر سر این است که چنین مجازاتی تنها ترس و وحشت را در جامعه القا می کند و خشونت و وحشی گری را یک امر عادی و روز مره نشان می دهد. کسی که در یک جامعه مرتکب جرم می شود باید مورد بازپروری قرار گیرد تا کمبودها و نقصانی که باعث تبدیل شدن وی به یک جنایتکار شده شناخته و درمان شود مجازات اعدام از بازگو شدن این کمبودها جلوگیری و با بریدن سر نخ از پیدا کردن عوامل و کمبودهای زاینده جرم در جامعه جلوگیری میکند. این درحالی است که هر جنایتی که در جامعه اتفاق می افتد تنها به گردن شخص انجام دهنده نیست بلکه تمام افراد جامعه در به وقوع پیوستن این جرم شریکنند چون جامعه هر چه امن تر و انسانی تر باشد جرم و جنایت در آن کمتر است اما جدای از این موارد اگر آمار جرم و جنایت را بررسی کنیم در کشورهایی که مجازات اعدام اعمال می شود این آمار سیر صعودی دارد.
به هر حال اگر مقصود از اعدام کردن این باشد که با ایجاد ترس در جامعه از ارتکاب جنایت جلوگیری به عمل آید تجربه نتیجه ای عکس را نشان داده است و با توجه به اینکه ایجاد ترس در جامعه خود از عوامل بالا رفتن بزه و جرم و جنایت می باشد بسیار غیر منطقی به نظر می رسد. از طرفی دیگر اگه مقصود تنبیه جنایتکار است خود اعدام تکرار قتل و یه شکل خاصی توجیه کننده عمل جنایت است. در واقع نمی توان با کشتن انسان ها به جنگ با مقوله کشتن انسان رفت! اعدام فرهنگ آدم کشی را زنده و برای جامعه عادی کرده و بدین طریق به بازتولید عمل قتل کمک می نماید.در واقع می توان به جای چنین عملی به بازپروری مجرم و دستیابی به ریشه ها و کمبودهایی پرداخت که جنایتکار تولید می کند.به طور قطع هیچ انسانی به شکل مجرد جنایتکار نیست و این شرایط جامعه است که از وی یک جنایتکار می سازد و بدون دستیافتن به چنین معضلاتی ریشه کن کردن جنایات بسیار خود فریبانه و غیر قابل دسترس می شود. باید بببینیم که چه عواملی باعث بوجود آمدن چنین جنایتکاری شده. کشتن قاتل علاوه بر عادی سازی کشتار و خشونت در جامعه مانع بر طرف شدن مشکل شده و جامعه تبدیل به جایگاهی برای پرورش جرم و جنایت خواهد شد.
در نهایت باید اذعان داشت قاتل و مقتول هر دو قربانی و نمود عینی آسیبها و کمبودهای همان اجتماع هستند و جنایتکار اصلی جامعه ای است که این جنایات را تولید می کند. اما از نگاهی دیگر نیز می توان درستی چنین مجازاتی را زیر سوال یرد و آن اشتباهاتی است که به هر حال در بزرگترین و عادلانه ترین دادگاه های جهان نیز صورت می گیرد. آیا تضمینی هست که مجرم محکوم به اعدام به طور قطع گناهکار بوده و حکم درستی برای وی در نظر گرفته شده است؟ حتی کوچکترین احتمالی نیز می تواند انسان را مجاب کند که چنین مجازات بدون بازگشتی شدیداً غیر منصفانه و غیر قابل جبران می باشد. نمونه های بسیاری از این قبیل اشتباهات را می توان در تاریخ دادگاه های جهان مشاهده نمود و شاید بارزترین و مجاب کننده ترین آن اعدام دیوید گیل فعال سرشناس جنبش ضد اعدام باشد.

اما تا اینجا تمام بحث بر سر مجازات اعدام به صورت عام بوده ودر حالیکه ما امروز با مشکل اعدام کودکان نیز رو برو هستیم. در واقع اعدام کودکان خشن ترین و غیر عادلانه ترین مجازاتی است که یک مرجع قضایی می تواند در نظر بگیرد.

طبق کنوانسیون حقوق کودکان سازمان ملل متحد کودک به انسان زیر 18 سال خطاب می شود که فاقد بلوغ فکری و اجتماعی بوده و مجازات اعدام در مورد آن مردود می باشد و با توجه به اینکه این کنوانسیون به امضای دولت ایران نیز رسیده است ما از تمامی مراجع قضایی و قانون گزار درخواست می کنیم که در مورد اعدام کودکان تجدید نظر نموده و راهکارهای دیگری را در این مورد به کار گیرند.

در واقع کودک در زمان هنگام ارتکاب به جرم فاقد بلوغ کامل فکری و اجتماعی بوده و به شکل ناخواسته و تحت تاثیر شرایط و جامعه دست به چنین عملی زده و جنایات صورت گرفته در کودکان با برنامه ریزی قبلی یا انگیزیه مشخصی نبوده است و مجازات اعدام بیش از اندازه برای چنین جرم هایی که می تواند در یک نزاع بچگانه و ساده نیز رخ دهد سنگین است!

اگرچه کودکان در ایران در سنین کودکی به دار مجازات آویخته نمی شوند اما پس از گزراندن سال ها در زندان و رسیدن به سن قانونی این مجازات در مورد ایشان اجرا خواهد شد و این خود نیز با مشکل حقوقی مواجه است زیرا جرم در زمان دیگری اتفاق افتاده که همانطور که گفتیم شخص مجرم در سنین کودکی قرار داشته و فاقد بلوغ فکری و اجتماعی کافی برای تجزیه و تحلیل شرایط بوده است.

آیا بهتر نیست در این مورد از روش های بازپروری و مجازات هایی سبک تر در مورد کودکان استفاده شود با توجه به اینکه انسان در این سن به خوبی می تواند به شرایط نرمال و انسانی برگشته و به آغوش جامعه بازگردد در حالیکه کشتن او نه تنها مشکلی را حل نمی کند که با توجه به گفته های بالا مشکلات عدیده ای را هم بر دوش جامعه می گزارد.

در آخر باید گفت که اعدام آلترناتیو خوبی برای " پاک کردن زمین از جنایتکار" نیست. اعدام که خودش کشتن یه نفر میباشد نمی تواند باعث از بین رفتن جنایت شود بلکه خود جنایت را تکرار میکند ولی در مقابل لغو حکم اعدام و اعلام ارزش جان آدمی، اولین گام در مبارزه با فرهنگ آدمکشی در جامعه است  

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1387ساعت 5:47  توسط پویا  | 

عصر ریزشها و ضرورت چپ

نوشته شده توسط اشکان   

با نگاهی گذرا به تاریخ سیاسی-اقتصادی بیست ساله اخیر جهانی و جغرافیای سااسی و تاریخ اندیشه های همراه آن، یک امر به تمامی خود را پدیدار میکند و بر ذهن altما میافکند: تاریخ این بیست ساله، تاریخ ریزشهاست و این ریزشها و ترکها همچنان ادامه دارند. صخره های بزرگ خرد میشوند و به پایین میریزند.آری ما در عصر سقوط هر آنچه سخت است و استوار به سر میبریم. شکافهایی که تمامی اسطوره های قرن بیستمی را همچون سیاهچاله هایی مهیب در خود فرو میبلعند. ترکهایی که نشان میدهند راهکارها و ایدئولوژیها و آلترناتیوهای تاکنونی و رنگارنگ بورژوایی و غیر کارگری به کرانه های عبور ناپذیر خود رسیده اند.

سقوط شوروی و فروپاشی این تاروپود پوسیده، خط بطلان پررنگی بود بر "سوسیالیسم واقعاٌ موجود"، بر خط استالینی مشتق شده از منش لاسال و نه برآمده از متد مارکس و لنین. شوروی نه نماینده سوسیالیسم کارگری، بلکه نظامی بود بر پایه استثمار انسان از انسان، چرا که در آنجا نیز ارزش افزوده حاصل از نیروی کار، انباشت میشد، حال در سطح کلان چه فرق میکند که این ارزش افزوده در دستان فردی انباشت شود و یا به سوی دستان بوروکراتهای دولتی، در یک ساختار سرمایه داری دولتی روانه گردد. ساختار شوروی نه در پی آزادی و برابری برای انسانها، بلکه در پی شبیه سازی و یکسان سازی انسانها برآمده بود و در این میان کاریکاتوری از مارکسیسم، روبنایی بود برای همسطح کردن پستی و بلندیها و پوشاندن تمامی تضادهای حاکم بر جامعه. چرا که هر نظام مبتنی بر استثمار، یک ایدئولوژی، یک آگاهی کاذب را ضرورتاٌ برای حفظ وضع موجود بازتولید خواهد کرد، حال چه چیزی بهتر و مهیب تر از اینکه به نام کارگر و دولت کارگری، این مقصود حاصل شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 3:10  توسط پویا  | 

دموکراسی شان آدم میکشد

بیانیه دانشجویان تصرف کننده دانشگاه پلی تکنیک آتن

 آتن ، جمعه ۱۲ دسامبر ۲۰۰۸  

روز یکشنبه ۶ دسامبر ، یک همرزم پانزده ساله قدیمی ، "الکساندروس گریگوروپولوس" ، با اصابت گلوله ای بر سینه اش با خونسردی تمام توسط " اپامینوداس کورکونئاس " از گارد ویژه نیروهای پلیس ، در منطقه اکسارچیا به قتل رسید .

   بر خلاف گفته سیاستمداران و ژورنالیستها که شریک جرم این قتل هستند ، این یک "اتفاق نادر" نبود بلکه انفجار سرکوب دولتی ای بود که که به طور سیستماتیک و به روشی سازمانیافته ، کسانی را که مقاومت میکنند ، کسانی را که شورش میکنند ، آنارشیستها و آنتی اتوریتاریانیست ها را هدف قرار داده است . این نقطه اوج تروریسم دولتی است که در تقویت نقش مکانیسم های سرکوبگر ، تسلیح دائمی ، سطح افزایش یابنده خشونتی که بکار میبرند ، بوسیله دکترین "عدم تحمل و رواداری" ، با تهمت پراکنی پروپاگاند رسانه ای علیه کسانی که در مقابل اتوریته مبارزه میکنند ، متجلی شده است .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 4:20  توسط پویا  | 

مبارزات دانشجویی در یونان علیه خشونت دولتی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 14:57  توسط پویا  | 

همه کسانیکه دوست داشتم (قسمت سوم)

 … خودمم نفهمیدم چقدر از مساله پرت افتادم ولی اصلاً مگه مساله ای هم مطرح شده بود که بخوام پرت بیاُفتم؟ تازه خود این چیزای پرت به هم ربط داره. خدا به طرز فکر ما و نگاه متفاوتمون ربط داره. تفاوت هامون به طرز رفتار مردم در مورد خودمون و بالعکس! اصلاً همه چی تو این دنیا به هم ربط داره اگرم نداره میشه ربطش داد مثل روز چهلم پدر بزرگم که آخوند مجلس اومد بابابزرگم و به هسته ی هلو ربط داد. بعدشم اونو به امام حسین ربط داد تا مردم که سر جریان هلو کلی به بابابزرگ فقیدم خندیدن واسه امام حسین کلی گریه کنن، انقدر که واسه باباشونم تا حالا گریه نکردن!بابام گفت:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 23:38  توسط پویا  | 

همه کسانیکه دوست داشتم (قسمت دوم)

… البته تکیه گاه من تا یه زمانی پدر و مادرم بودن ولی وقتی اونا منو توی چار دیواری مدرسه تنها گذاشتن و رفتن پی کارشون تازه دوزاریم افتاد که باید دنبال قویترش بگردم. یه چیزی که حتی سر جلسه ی امتحان ثلث سوم هم کنارم باشه و سوال ها رو به میل من آسون کنه.یادمه اولین نمره ی زندگیم که از درس دیکته هم اخذش کردم نمره ی شکیل و بی نظیر یک بود اونم یه یک ِ خشگل و خوش رنگ (یعنی قرمز) در حالیکه با دو خط کوتاه دو طرفش تزئین شده بود. این شکلی (-1-) .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 23:17  توسط پویا  |